تقرير بحث السيد الخميني للاردبيلى
282
تقريرات فلسفه امام خمينى ( شرح منظومه ) ( فارسى )
نحوهء فاعليت خداوند متكلمين قولى را با قطع نظر از توالى فاسدهء آن ، راجع به علم بارى تعالى گفتهاند كه متشرع مآبانه است و آن عبارت است از اينكه : خداوند تبارك و تعالى فاعل بالقصد است . « 1 » پس علم او به ذات خود از علم او به فعلش كفايت نمىكند ، بلكه علم او به معلوم قبل از عمل بوده ، مانند علم ما كه قبل از عمل است ، با اينكه فعل او مقرون به داعى است . و الحاصل : علم خداوند به مخلوقات علم تفصيلى زايد بر ذات است كه فعل او از روى آن علم متحقق گرديده ، در صورتى كه صرف علم در ايجاد مخلوقات كفايت نكرده ، بلكه غير از آن داعى ديگرى بوده و غايتى ملاحظه شده است . زيرا اگر فعلى بدون غايت حاصل گردد لغو است . منتها چون خداوند تبارك و تعالى غنىّ عن العالمين است ؛ لذا به هيچ وجه نفعى براى او تصوير ندارد . حتى در معرفت مردم نسبت به خداوند نفعى براى خداوند نيست ، بلكه معرفت حق براى خود مردم و مخلوقات ، كمال و نفع است . پس هر چه از آيات با اين معنى منافى باشد مىبوسيم و كنار مىگذاريم ، چنان كه اگر خبرى هم با آن منافى باشد ، مىبوسيم و كنار مىگذاريم . البته مستبعد نيست كه مردم خلق شده باشند براى اينكه نفع به خود آنها رسيده و خود آنها به فايدهء كمال و سير ترقى برسند . و هيچ استبعادى ندارد كه شىء خلق شده باشد تا براى خودش فايده داشته باشد و علت و سبب ايجاد شىء ، خود آن باشد . مثلًا
--> ( 1 ) - رجوع كنيد به : كشف المراد ، ص 306 ؛ شرح مقاصد ، ج 4 ، ص 111 ؛ و نيز اسفار ، ج 2 ، ص 224 .